streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

نویسنده: ما - پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۸

 

این حتماً حسن این جاست که هنوز پیاده می توان در آن راه رفت بی که پیاده روی الزاماً در گوشه ای دورافتاده بخواهد باشد.

افق بی کران را پشت کرانمندی شوق برانگیز ساختمان ها می توان دید و زیر آوار لحظه و آدم چک چک خلوت هایی را می توان گوش سپرد.

و آرام گام بعدی را برداشت.

چیزی از گشادگی صورت ها و لبخندها ببین. بیاندیش که اگر لبخندها و خوش زبانی ها زیاده به گستاخی پهلو می زنند این خود بی که ذات این شهروندان باشد نشانه ی حقیقت موقعیت است. به خودی خود آدم ها در هیچ کجا زندگی نادرست را نمی توانند درست زیست.

جاشان، شهرشان گاهی که دست دهد به چشم های غمین نشان می دهد تاریخ یک حقیقت را، یا شاید حقیقت یک تاریخ را: "گل گشت".

این است یکسره حواس ات که پر شده از لجنزار کرختی و مرگ آینده ی یک پولیس کشیده می شود به واژه ای که سرشت نمای هر نقدکننده ای است که آرام و بی هول نقد می گذارد بشود: "رندی"!

و به خوش بینی این شهر که از لحظه ی درخشش رو در ویرانی دارد. رو در ویرانی داشتن سهم همگان است. "دیده شدن"، اما، با یگانگی پیمان روشنی بسته است.