streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

نویسنده: ما - دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠

صحت و سقم حرف ها را از بالای بلند دیواری، زیر چرخ های ماشینی ایستاده به کوچه ی تنگی یا زاویه تند سطل آشغالی با جدول جوب کنارش باید جست وجو کرد. هر جا که چشمان گربه ای دیده باشد. دست در دست شبی آمده بودند که بمانند، خامه در مشت، گوشواره در گوش و لب ها هراسانِ سرما سرخ تر از هر آنچه پیش از این بوده باشند. از پله پله ی راهی که آمده می رفتند نیش و نوش شان جاری بود و از این همه کامروایی می پروردند.

سیاه که پوشیده بودند به کناری. حرکت از کرانه تاریکی به سپیدی انگشتان. از نقره ایِ پاها به حنایی سینه ها به آفتاب گردانیِ میانه ها. به رخش و رعشه ای که بمیراند. که برگردید از پله ها به صحت و سقم حرف هایی که از میان شالهای سیاه به سطل زباله ریخته بود. به نیش که همان چهره ی روز نخست را بر بالای دیوار می تاباند. به گونه هایی که ترس خورده از لب(ـه) های دروغ، راستی و میل الفبا می دانند. به تجربه ای که دل تاریکی را زیر چرخ هایی فرو مرده شکافت. به ذره ی نوری.

حالا که تو رفتی، به من که نیامده ام. هرچه از خوبی می دانیم نثار کلمات قهر و آشتی. نثار حنجره ای ناتوان از گفتن که صدا را به مایعاتی ریخت که حکایت هول و حریم و افسردگی اند. به تضمین شادخوارانه ی همین که یک قصه است. خوشا به روایت درآمدن فردایی که هنوز آبستن شکست است. 

نویسنده: ما - دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠

آهای سایه

خطر تو کیه

راسشو بگو

کمین کجاس

خیلی بعیده

خوف از چی داری

آینه تو بپا

شبیخون کی یه

 

آخدا بوام آی ننه

سرم تو دوتا دسام

اگه دوروغ بگم

ای تنم تخت بند

اگه اصش بدونم

پرستار مرگه

فرشته ی غیبه

یا خود منه

 

دادا بی خیال اگه

دوره ت کرد اگه

چشش خون بارید

پوزش وا بود صداش

طعم دندون قوروچه داد

خو تو گله می گن

لباشونو که می لیسن

ای یکی خوب گرگی بود