streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

نویسنده: ما - پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱

خاک در چشم رود

و بوی تند چوب در گلوی مرغ‌ها

تمثال پلی لرزان

به گاه بی‌آبی

ارّه به جان آدمی خواهید سایید

از کنار هم اگر بگذرید

 

"این صدا از کجاست؟"

سمت دیگر رود ایستاده‌ای

شبحی در دوردست هرز می‌گردد

"او ما را خواهد دید؟"

"باید ببیند. روز هول را پلی خواهیم زد"

 

از اراده‌مان باران می‌گیرد

دست‌ها خیس از آسمان

بندبند جان‌ها لمس یکدیگر

به‌هم‌تنیده می‌گذریم

در زلال رود

و آواز راهیانه‌ی مرغ‌ها

پلی خوش‌تراش 

تمثال تمنا را

 

شبحی که دیگر نیست می‌غرد

"شمایان دیده نخواهید شد"

صدای مرغان می‌شکند

پل چوبی فرو می‌ریزد

و من و تو از دیدن در‌می‌مانیم