streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

نویسنده: ما - جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢

جورجو آگامبن

 

بیاییم قانون را نشان دهیم چنان‌که بی‌ارتباط‌بودن‌اش با زندگی رو شود، و نیز بیاییم زندگی را نشان دهیم و نبود ارتباط میان زندگی و قانون را آشکار سازیم؛ معنای چنین اقدام گشودن فضایی میان قانون و زندگی خواهد بود، فضایی برای کنش انسانی، کنشی که زمانی نام ‘سیاست’ را  برازنده‌ی خود می‌دانست.

سیاست به محاقی مانا فرو رفته است و دلیل این است که به قانون آلوده شده و خود را در بهترین حالت به مثابه نیرویی برای برآوردن قانون (یعنی به صورت خشونتی که سازنده‌ی قانون است) می‌شناسد. و البته این تازه وقتی است که به نیرویی برای چانه‌زنی با قانون کاسته نشده باشد.

و با این همه یگانه کنش سیاسی راستین کنشی است که شبکه‌ی ریزبافت مناسبات موجود میان خشونت و قانون را از هم می درد. و تنها با برداشتن نخستین گام‌ها درون فضایی که چنین گشوده شده باشد است که می‌توان پرسید آیا با ازکارافتادن تمهیدی که (در وضعیت‌‌ استثنایی) قانون را به زندگی گره می‌زند هنوز‌ می‌شود استفاده‌ای برای قانون متصور شد.

آن‌گاه با قانونی ‘ناب’ سروکار خواهیم داشت، ‘ناب’ به معنایی که بنجامین مدّ نظر دارد هنگامی که از ‘زبان ناب’ و ‘خشونت ناب’ می‌گوید.

و به کلامی که به انقیاد درنمی‌آورد، که نه به کاری فرمان می‌دهد نه از کاری نهی می‌کند، کنشی می‌برازد که حکم وسیله‌ی ناب را دارد، که تنها خود را به میان می ‌آورد، بی هیچ نسبتی با هرجور هدفی.

و در فضای میان این کنش و آن کلام، نه وضعیتی پیشینی، که صرفاً آن کاربردها و کنش‌های بشری قرار خواهند گرفت که قانون و اسطوره کوشیده بودند با توسل به وضعیت استثنایی مهار کنند.