streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

قدیمی (از وبلاگ شهرزاد 2007 بلاگفا)
نویسنده : ما - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
 

درباره ی کافکا:

 

گاهی خیال می کردم این داستان های کوتاه کوتاه اند چون به هر دلیل بسط داده نشده اند. تصورم این بود که این ها کوتاه اند چون نتوانسته اند بلند – در یک نشست – نوشته شوند، و کافکا احتمالاً آن خلوت مطلوب یا تاب و توان جسمی و روحی را نداشته که خرد خرد درازشان کند.

 

 

اما این طور نیست. این ها تمام اند. از کجا یقین دارم که تمام اند؟

 

همان طور که گاهی یک صحنه ی تصادف از اندازه ی برخورد و مقدار آسیب تشکیل نمی شود بلکه از چیده شدن هارمونیک اجزاء حادثه ای که قرار نبوده اتفاق بیافتد، از سرشاری معنا در این جزئیات، و در آرامشی که ناشی از یکدستی و انسجام است شکل می گیرد.

 

در این جور صحنه ها همیشه چهره ها می درخشند و اندام ها انگار بار سنگین کمال رابطه با زندگی را می برند، با یک خمیدگی مختصر که از پا تا سرشان امتداد یافته است.

 

 

این داستان ها این طوری اند، کامل، به خاطر تجربه ی کاملی که از خودشان و  از "واژه" انتقال می دهند.