streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

چه کسی از آن چه نیست می ترسد؟
نویسنده : ما - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

 

استهزاکننده ی صرف در قبال موجودیت آن چه با خود او یکی شده است به موضوع اش یا صورت بیرونی خود نمی تواند قانع باشد و به نسبتی که سطح را نشانه می رود به درونی برای استهزا نیز محتاج می آید، به این که جامدیتی وجود داشته باشد.

به دفعات می آزارد، هربار با لبانی که جدی تر و تلخ تر به نیش خند می گشایند.

میل به برتری بی رویارویی، بی گاه، بی مدعی باید بتواند مقاومتی برانگیزد. سخن استهزاآلود در جهت گفتاری از گونه ی رجز گسترش می یابد و در مسیر تکثیرش موضوع استهزا را تنها تا حدی به هیچ می گیرد که کم بودن گفتار را بازتاب ندهد. به تدریج کمیتی بزرگ تر و دربرگیرنده تر را باید فراچنگ آورد. باید بشود تاریخی مستند را بی اهمیت خواند، ملتی را دست انداخت، شوخ بود درباره ی وضعیت زیستی آن ها که در فضای هر چه رقیق تر استهزا تنفس می کنند.

با این همه شکلک استهزا به چیزی جامد و محکم و عمیق نمی تواند بدل شود چه دیگر ماهیت خود را نخواهد داشت. پس با میل ملموس تری چون میل به قدرت مادی می آمیزندش و می کوشند این یکی را به دست آورند تا در سطح ماندگی آن کنش را جبران کرده باشند.

مسأله ی استهزاشدگان، اما، که موجودیت مسأله شان نیست این است که نمی توانند از حقارت دیگری پر شوند. برای ایشان تکان خوردن از وهن تعدی همیشه همین باقی خواهد ماند: تکان خوردن اما در خود جذب نکردن.