streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

"فرزند جهان باش، حلقه ای ببند!"
نویسنده : ما - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

در رمان "چرخ دنده ها" اثر امیر احمدی آریان لحظه ای کلیدی وجود دارد، لحظه ای که آقای صاد آقای سین را باز می شناسد و تکان می خورد چه می داند پیش تر با هم در یک تاکسی سوار شده و گفت و گویی داشته اند.

دلیلی چرخ دنده ای - علت و معلولی- برای دیدار دوباره میان این دو تقریر نشده است، اما همان طور که تصادف فیزیکی آن ها همه چیز هست به جز تصادف، دیدارشان هم یک موعود است. معمولاً به دو عقربه ی ساعت به صورت مکمل و ملزوم یک دیگر باور داریم و وجود چنین رابطه ای را به راحتی نشان می دهیم. عینیت نظام چرخ دنده ای پشت صفحه ی ساعت و فانتزی ریاضیات که به صورت درجه بندی روی صفحه قرار دارد کافی است که رابطه ی خاص میان دو عقربه ی ساعت و دقیقه شمار معین شود. اما اگر از درون جهان ساعت نگاه می کنیم این دو عقربه لاجرم یکی اند. زمان در هر لحظه تنها مکان موجود را برمی سازد.

توان تحلیل رونده ی نظام چرخ دنده ای ساعت چه گونه به آن بازمی گردد؟ به صورت عاملی که باید بر آن نظام غالب آید و موقتاً از کار بیاندازدش. عقربه ها اگر واجد ذهنیت باشند در چنین لحظات ناکارآیی است که به یکی بودن خود پی می برند.

به همین ترتیب در خیال صاد و سین میل به محبوبیت نه خودستایانه که ناظر بر نیاز است به هم بستگی، زمینه ی همگانی، چارچوب. گرایش به اجتماع از میل به پذیرش قراردادهای اجتماع جدا نیست. هر رابطه هرچه هم آزاد باشد به قراردادی دست کم تک ماده ای قائل است، همان طور که قراردادها وجود روابطی را که به آن ها ضرورت ببخشد فرض گرفته اند، فارغ از این که اهداف مناسبات انسانی عملاً موجب اولویت یافتن یکی بر دیگری می شود.

جهان داستانی "چرخ دنده ها" گستره ی امکانات و عواقب میلی است که بی واسطه و بی تناسب به تحقق خود وادار می شود. او که با میل خود یکی شده باشد شاید امیدوار بماند و قانونی و حتا مقرراتی رفتار کند، یا ممکن است ناامیدانه در طلب چارچوب ها شیوه ی قانون شکنانه و ضداجتماعی پیش گیرد.

غایت چنین شیوه ی تمایل البته نیستی کامل است، چرا که نیستی خود حکم آن تک ماده را دارد که پیش بینی می کند ارضای کامل میل با زوال آن همراه است، درست به همان نسبت که دست کشیدن کامل از میل امر ناموجود را از راه یک انحراف محقق نشان می دهد.