streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

Jabberwocky
نویسنده : ما - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦
 

بعضی متن ها از جنس کلام اند، کلام ناب و کامل. در رسیدن به معنای این آثار عمل معناکردن تمرینی بیهوده است. باید گذاشت واژه ها حلول کنند. باید چنان سبک و سیر به آن سوی آیینه رفت که گویی دیداری همیشه مقدر را گام به گام به وعده گاه نزدیک می شوی، مرگی خوش را.

آن جا به نظر می رسد هر واژه نام فکری است که اگر آن واژه نبود وجود نمی داشت، و عبارت ها انگار دریچه های بازی اند که بازتاب های بی شمار نام ها و نمادها در یک دیگر از آن ها می گذرند.

نویسنده ی چنین متنی در فاصله ی درازی که میان من و مرگ اوست به زندگی ادامه می دهد. دلالت های او رمزآلود به نظر می رسند، قدمت زبان را یادآور می شوند، ولی برای نویسنده که با من خواننده همراه شود یقین یک سویه ی او کافی و ضروری به نظر می رسد: او هرگز مرا خطاب قرار نداده است و با این همه مخاطب او در همه ی لحظه ها زندگی خاصی است که من زیسته ام.

می توان باور آورد چنین متن ها دقیقاً همان هایی اند که  فاصله ی میان تازه و کهن را از میان برمی دارند: آن چه به تازه می ماند همیشه وجود داشته است، و "ازل" نام خاص لحظه ای است که زبانی یگانه به دنیا می آید.