streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

به غصه نوشتن (دو)
نویسنده : ما - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٦
 

همیشه جایی می رسد که کاربرد واژه تمام است و بازی مانند جامه یا جسمی خالی به قلابی مطمئن آویخته می شود، جایی که قلاب خود همان تأکیدی بر مفهوم می شود که مطرح بوده است: سوژه ی غایی اندیشه. در این شعرها اما از سرآمدن بازی خبری نیست. این جا بازی با هدف شعر است و همین. به ندرت تصویری از روزمره ها به درون راه یافته است تا مخاطب قرار گیرد. اما دوردست از نظر معنایی اگرچه باشند این سطرها تاب ناکی و اشتیاق بازگشت خود درخودبودن خود - را تکرار می کنند، گاه در میانه ی تاراج و ترک برداشتگی بیش وکم روزمره ای:

نسیم خشکی که می وزید

هم ماه داشت

هم دیریابی.

می توان مدعای رسیدن به اندیشه ای جامد و معنایافته در قالب واژه را توخالی قلمداد کرد و گذشت، چرا که مفاهیم در جریان ساخته شدن و تبدیل، امکان حضور در مکان های رازآلود تازه ای را پیش پا می نهند.

کهکشان ها خالی می گذرند

و سال ها از میلاد مسیح می گذرد.

به هر قدم آشیانه ای است و چوب هایی

که به قهر فرود می آیند.

روزهای مان پاک است، بی دریغ.

ثانیه های سپید اشارت رذایل مان نیست ...

سوگند ...

برای شرکت در بازی واژگانی کافی است شاعر و واژگان او آبگینه وار در برابر هم ایستاده باشند، کافی، که واژه ها چیزی را فراخوانده باشند و از این راه انسانی کردن جهان و خداوندگار کانونی اش لحظه ای امکان یافته باشد.

به زیبایی ات

کسی سوگند لبان ات را نخواهد گریست ...

و بعد همه چیز به جای اول باز می گردد:

خدای را که تویی

هنوز هم.

در این سطرها خطاب با میل است اگرچه در نهایت چیزی کم تر از وردی مکرر و اسرارآمیز نیست که خوانده شده است. از خواندن اوراد دگرگونی پذیرفتن یعنی اسراری چون معنا و حتا ادراک ابدی زیبایی را به آتیه ی زبان و فرهنگ روانه کردن، به حقیقتی در ماورا. در لحظه چیزی شبیه به آرامش و جاافتادگی و یقین سر باز می کند، همین.  

روزی صدایم در نمی آید.

نترسیده ام،

و آرزو می کنم:

خدایی که آمده بود

                          آرام

                                  برگردد.

  

یقین در تن واژه هاست، از آن شاعر. خطاب با میلی است برانگیخته، بی تمام، غصه ناک، بایسته.

به غصه نوشتن

با غصه هجوم آوردن

به راه تو پناه آوردن

با مرگ تو هلهله کردن

گریه کردن

و پایان همیشه خوش این ساده خوشی هایت ...

این چنین خطاب کننده بودن یگانه شدن است با بزرگ ترین میل.