streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

مکس هورکهایمر (1895 تا 1973)
نویسنده : ما - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
 
... می شود گفت که تعلق خاطر شورانگیخته ی بی قیدوشرط به "حقیقت" جای خود را به دغدغه ی "موفقیت" داده است. البته که این گروه از روشنفکرها رک و راست نگفته اند تمایزی میان نظام اجتماعی بد با خوب وجود ندارد، البته که نمی گویند انسان مجبور نیست درست کار باشد و خدا مفهومی بی معناست. اتفاق بدتری افتاده است. این مفاهیم و نهادهایی که جایگاه مناسب و درست آن ها بودند هنوز مورد تأیید واقع می شوند، ولی تأییدی خالی از دل مشغولی درباره ی محتوای ملموس شان، بدون این که به علم و زندگی در راستای این محتوا جهت داده شود.... در راه آمدن به این جا سخنرانی هیتلر را شنیدم. کلمات او از فراز دشت ها و دریاهای جهان به ما می رسند. او به دورترین دره های محصور میان کوهستان ها نفوذ می کند. اما من یکی هرگز با این همه شدت حس نکرده بودم که آن چه او می گوید کلام نیست و بلکه یکی از نیروهای طبیعت است. کلمات به حقیقت می پردازند، خود را با حقیقت درگیر می کنند، اما کلام این یکی به جنگ می پردازد، تعلق به رده ی جنگ افزار پرزرق و برق ساکنان مارس دارد.... قصد زبان – کاملاً جدا از نیت روانشناسیک گوینده  –  معطوف به عمومیتی است که تنها عقلانیت برخوردار از آن دانسته شده است. تفسیر چنین عمومیتی ضرورتاً به ایده ی جامعه ی نیک منتهی خواهد شد. بنابراین زبان تا جایی که در خدمت حفظ وضعیت است بی وقفه خود را نقض می کند. ... سخن گفتن با کسی در اساس بازشناختن اوست در مقام یکی از اعضای انجمن انسان های آزاد ممکن در آینده. گفتار رابطه ای با حقیقت برقرار می سازد که دیگری نیز در آن شریک است و به همین دلیل درونی ترین تصدیق وجود دیگری است.