streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

هرولد پینتر:
نویسنده : ما - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧
 

"هرچه بیش تر دور برمی دارد بیش تر حال ام را جا می آورد.

من یکی نه خواهان فلسفه ام نه جزوه نه جزم.

نه این مسلک و آن کلاه شرعی را لازم دارم نه فلان حقیقت و بهمان پاسخ را. و اهل چک و چانه و نان به نرخ روز خوردن هم نیستم.

این آدم باشهامت ترین و بی مهاباترین نویسنده ای است که فعلاً هست، و عجب که هرچه پوزه ام را بیش تر توی خاک می مالد بیش تر خودم را مدیون او حس می کنم.

این یکی مرا سر کار نگذاشته است، در باغ سبز نشان ام نمی دهد، از پشت و پسل ها چشمک حواله ام نمی کند، برایم شفای معجز و طریق حق و مکاشفه و خلاصه خرده نانی از این سفره نمی طلبد، خیال ندارد چیزی را که نمی خواسته ام بخرم به من قالب کند، اصلاً به ... اش هم نیست که بخرم یا نخرم، ادعای صداقت و شرافت هم ندارد.

خوب، می خرم، یک جا و بی کم و کاست، برای این که تا ته همه چیز رفته و همه ی کرمک ها را از زیر همه ی سنگ پاره ها بیرون کشیده است تا پیکره ای زیبا عرضه کند."