streetspirit

There's Always a Siren Singing You to Shipwreck

شر در برابر شر
نویسنده : ما - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧
 

نقل از سایت رخداد، مقاله ی راداوان کارادزیچ - شاعر و جنایتکار جنگی، از قلم نادر فتوره چی:

<رادووان کاراجیچ> سویه ای قابل ادراک از "شر اعلی" منتشر است و نه آن شر مبتذلی که آرنت درباب آیشمن ازآن سخن می گوید: سویه اهریمنی کارمندی احمق و بی مایه که از سر "ندانستن" جنایتکار علیه بشریت نام گرفته است.

در اینجا ما با اهریمنی مواجه ایم که در اولین واکنش اش به دستگیری خود، کل ساختارمدافع حقوق بشر که در دادگاه لاهه متجلی است را فاقد اعتبار می داند و به سخره می گیرد (بر خلاف آیشمن که در دادگاه اورشلیم، مدام به قوانین دادگاه نورنبرگ اشاره می کرد).

سیمای جنایتکارانه کارادزیچ به این پرسش دامن می زند که چگونه است که پس پایان نازیسم و فروپاشی شوروی که لیبرالیسم خود را تنها عامل محو آنها جا می زند، و قاعدتا بر اساس ادعای لیبرال های وطنی جهان مملو ازخوبی و خوشی شده (افزایش طول عمر، افزایش درآمد و قدرت خرید، افزایش مصرف پروتئین، امید به زندگی، آب لوله کشی و ...) که چپ ها کورند و این زیبایی ها را نمی بینند. "شر" پوستینی "غیرمبتذل" بر تن کرده است.

آیا کسی می تواند مدعی باشد که کارادزیچ، همچون آیشمن "ندانسته" جنایتکار علیه بشریت شده است؟

در جایگاه متهم بودن آیشمن را برانگیخت که سعی کند مثل همان موجود خالی از تخیل وظیفه شناسی که بود سر به زیر بیاندازد و به سطح مطلب بپردازد و راست بگوید. کاراجیچ ممکن است راست نگوید یا به مستمسک هایی غیر از تعاریف دادگاه نورنبرگ رو بیاورد، همین. واژه ی "ندانسته" ابهام آمیز است. قطعاً منظور از آن فقدان آگاهی متهم دادگاه اورشلیم به نازیزم و روش هایش نیست، چه آیشمن حتا بهتر از هیتلر می توانسته است باخبر بوده باشد - او همان مقامی است که به اقرار خودش از "تأسیسات" کمپ ها بازدید کرده و دچار حس تهوع شده بود.

در قیاس میان آیشمن و کاراجیچ "ندانستن" می تواند از کم تر در موقعیت فرماندهی بودن ناشی شود و یا ارتباطی با درجه ی باور یقینی به مبانی من درآوردی و مطلق جو یا مثلاً نداشتن کینه های شخصی و قومی-تاریخی داشته باشد و بس. وجه تمایز دو موجود مورد بحث را "ندانستن" یکی و "دانستن" دیگری قلمداد کردن یا گفتن که دیگران چنین کرده اند بی دلیل و بی حاصل است، و همین طور این گریز به صحرای معروف که رابطه ی مستقیمی میان لیبرال بودن کاراجیچ و "دانستن" او وجود دارد.

هانا آرنت برای گفتن آیشمن به تعبیر "ابتذال شر" رو می آورد برای این که با آن می تواند توضیح بدهد چرا طرف مثل یک کارمند معمولی سر کار می رفته است و تظاهرات شر گرچه با مزاج اش ناسازگار بوده اند چگونه به هرحال شدنی بوده اند و مبتنی بر براهینی مُنزل به نظر می آمده اند که گویی در نتیجه ی خلوص نژاد منحصراً بر او و بر نازی ها مکشوف شده اند. اما به هر تعبیر در این نباید جای بحث باشد که تظاهرات عمدی شر، بدترین حالت شر، شری که قلدر شده است و به دنبال حریف می گردد، شری که در پس تحرکات در حال تشدیدش در واقع کاستی و نیاز خود - نه به خیری که با او در افتد، بلکه به شری عظیم تر از خودش - را دارد اقرار می کند، در هر دو مورد تاریخی وجود داشته است. مسأله ی استالین، لنین، هیتلر، آیشمن، کاراجیچ و سایرین هرگز در وهله ی اول یافتن آن حد بهینه ی اقناع میان طیف نیازهای تن انسان - از تنفس و تغذیه گرفته تا "آب لوله کشی شده" تا خمیردندان کافئینه - که حسن یا سوء وجودش سوژه ی مناقشه ی چپ و راست را تشکیل می دهد نبوده است، و این که آیا با یافتن این بهینگی همه ی نیازها، از فقدان و فقر جدی تا آز بی تمام و محال شدن هرگونه اقناع، فروکش خواهند کرد یا خیر. می شود گفت نام بُردگان و طرح نویی که در انداختند -  تا آن جا که عملکردها نشان می دهد - هرگز به این مراحل از  هم دلی با نیاز انسان نرسیدند.

اگر در بطن واقعیت های محدودکننده ی زندگی که به همین نیازها و بیش تر به بی نیازی واپسین تن انسان باید ترجمه شوند و متأسفانه همیشه پیش نظام پول و تولید و توزیع رنگ باخته اند بتوان ضمناً آدمیان را موجوداتی تصور کرد که میان دو نیاز خیال انگیخته به رفت و "بازگشت مدام" مشغول اند، و اگر این دو نیاز تخیل شده ی ایشان عبارت از اتخاذ هرچه همگانی تر (و در نتیجه پایدارتر) قاعده ای، و ساختن فضایی، برای هم زیستی، و در عین حال نقد و نفی آن در قالب جستجوی تک روانه ی شور فردی و مجذوبیت درونی - یا غایت اراده ی معطوف به قدرت که مورد بحث نیچه است - باشد، آن گاه انتقاد مطرح در این جا، و خطر، این است: نظام ها و رویه های فکری تسطیح کننده در عمل و در چارچوب زبان به انکار و تحریف این دو نیاز می پردازند: اولی را به شناخت تئوریک و زیرکانه ی عامل غیرخودی فرو می کاهند و دومی را به معنای اقدام سلطه جویانه و سرکوب گرانه نسبت به هر کسی که فعلاً لازم باشد می گیرند.