اوسیپ مندلستام (1891 تا 1936)

پتروپولیس (سنت پترزبورگ)

 

از ارتفاع هراس آور، نوری سرگردان.

می شود آیا که ستاره تاب ناک باشد از این سان؟

می شود که بگرید؟

ستاره ی بلور، نور سرگردان،

برادر تو پتروپل می میرد.

 

در ارتفاع هراس ناک رویاهای زمینی فروزان اند

و یک ستاره ی سبزست گریان.

ستاره!

ای که هم زاد روشنایی و آبی،

برادرت پتروپل می میرد.

 

سفینه ای هیولاوش، بر ارتفاع هراس ،

تک تاز، گشوده بال، در پرواز.

ای زیبا، بی نوا،

ای ستاره ی سبز،

برادر تو پتروپل می میرد.

 

بهار بلور شکست فراز آبشر سیاه رود Neva.

ذوب شد موم نامیرا .

از جنس ستاره ای اگر،

شهر توست می میرد،

پتروپل، برادرت، که می میرد.

/ 0 نظر / 15 بازدید