چیزهای عجیب در زیرسیگاری

تعمدن جادار است، چون نگاه و سکوت، از شیشه

لایه بر لایه صافی و بی فام، زان سان،

که فضایی که جدا می کند خوب است باشد:

هموارگی پوسته های فراموشی.

 

با حباب های هوا، یادآور حیات، کنده ی سیب

زبان جیرجیرک، بخشی از دم طاووس، بلور نمک

زباله ی منتهایافته ای از روغن و اوراد و عنبر

کپه ی سیگارهای برهوت.

 

و در ترک احجام، زیر سنگواره ها، دودی سحرگهی،

گدازه ی مازاد در گذار، تو به تو، قصه وار،

ابر یادهای تراونده، یاقوت آبی گرداب هول،

بی خودی جاودانه است.

/ 1 نظر / 28 بازدید
ب

این همه یاد و فراموشی انگار خدایی به تماشای کارگاه آفرینشش نشسته است. برای شاعر این ها عجیب نیستند چنان که مخلوقاتی فراموش شده باز هم فقط هم او را دارند. عالی