دانیال ا. (از .... تا 1386)

به میدان انقلاب اگر درآمده باشی

می دانی

پسکوچه ای به آن راه می بُرد

که آمدشدگاه لب های بسته ی باز بود

بر باله های حریر انگشت کشیده ای اگر

حس می کنی

چشم ماهی می رویید از انتظار حلول

آن گونه که بلم در انتهای لیفه ی نخل

اینک این خلیج و این ماه مرجانی

گواه باش

ریزموجی نجوای غار را تا روی پاها می روبد

کوچه ها میعانی اند

مد بالا می آید

/ 0 نظر / 13 بازدید