جورجو آگامبن:

"... هنگامی که زندگی تان را به یک اثر هنری بدل می کنید کننده دیگر شما نیستید. ... در این مقطع زندگی تان و خودتان را به مثابه "اندیشیده" هایی در می یابید اما دیگر فاعل و پدیدآورنده ای در کار نیست. برآوردن زندگی از این سان با آن که فوکو به se deprendre de soi {"از دست نهادن نفس"} تعبیر می کرد مصادف شده است، و این همان اندیشه ی نیچه است در باب "اثر هنری بدون مؤلف"."

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید

[دست]

ب

یک چیزی راجع به حرف های فیلسوفان عجیب و جالب است، تا وقتی که به حقیقت به گمانم یگانه ی حرف راه نبرده ایم خیلی چیزها پا در هوا و بی ربط به یکدیگر می نمایند و از این آشفتگی سرگیجه می گیرد آدمی! ولی وقتی که آن "خطاب درونی" نه تنها در نوشتن که در فکر کردن هم برقرار می شود رشته ی ظریف و در عین حال پررنگی از واقعیت کشیده می شود میان اساسی ترین حرف های نیچه، فوکو و آگامبن فی المثل. این حرف ها شاید گفتن ندارد ولی برای من مثل کشف دوباره ی فکر کردن است، سخت شیرین.

یسنا

سلام سپاس از مهربانی تان خوشحال شدم به ویزه با دیدن اسم بزرگ اگورا من ما را نمی شناسم؟