Valve

David R. Slavitt

 

 

فرض ما همواره بر این است که زمان یک طرفه می گذرد، حال آن که اگر شیر زد و خراب شد، رزوه شکاند، نشتی از کنده یا از حلقه داد، جریان اگر پس زد، آن گاه؟

 

 

پیش می آید.

 

 

آن گاه عشق های کهنه به هم باز که می رسند می مانند: آیا از سر بگیرند یا نه ماجراهایی از سال های دور را؟ مرده ها به هوای گپ می آیند، تو به بی دست و پایی معصوم یک لحظه ی گیج کودکی ات کاسته می شوی.

 

 

 

اما پرز، سنگ ریزه،یا هرچیزی بود که راه را بسته بود خود را می رهاند و زمان به وضع قبل جریان می یابد و به صرافت می افتیم که زندگی مان را بکنیم.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
روزآمد

آيا مي خواهيد داراي حافظه ي بهتر و دقت و تمركز بيشتر باشيد؟ آيا فرزندان شما به دليل مشكل در يادگيري كند ذهن به نظر مي رسند؟ آيا نگران كاهش حافظه در اثر افزايش سن هستيد؟ آيا تحت فشار ناشي از اطلاعات هستيد؟ آيا مي خواهيد به بيشترين توانايي مغز خود دست يابيد؟ آيا مي دانيد حتي نوابغ نيز مي توانند قابليت هاي خود را بهبود بخشند؟ آيا در محدوده ي سني 4 تا 94 سال قرار داريد؟ يادگيري ماندگار به روش مرورهاي متوالي و تآخيري لايتنر به همراه مجموعه تمرين هاي افزايش كارايي هوش و حافظه در بسته ي نرم افزاري لايتنر تلفن های راهنمایی و مشاوره: 02166592219 02166434864

بام

من یکی کاملاً مي مانم كه اين گذر -براي مثال از بي دست و پايي معصوم يك لحظه ي ... - چگونه صورت مي گيرد و دقيق تر بخواهم بگويم سوالم اين است كه كيفيت اخلاقي اين "ياد و بيداد" و گذر اساساً چطور براي آدم هاي مختلف فرق مي كند؟! من از هميشه -از روزي كه شعر را خوانده ام!- اين فكر را با خودم دارم كه اين برگذشتن از عشقي قديمي يا معصوميت چقدر به نيك و بد زندگي شخص ربط دارد يا اين هم گامي ديگر به پيش است فقط؟!

فکر کنم اگر آدم از چیزی در گذشته متأثر باشد، باید این تأثر روی زندگی اش و کارهایی که می کند اثر بگذارد (طبیعتاً). از طرفی اگر از هیچ چیز متأثر نبودی باید بروی دکتر. حاشیه ی بین این دوتا، یعنی وقتی آدم فقط به تعویق می اندازد تأثر یا دکتر رفتن را، و فقط متوقف می ماند و به یک جور شبح یا یک مهاجم متمدن تبدیل می شود، بدترین حالت است، ولی همان حالتی است که معمولاً وجود دارد. ولی موضوع این شعر این است که در آن هیچ بحثی از این که شیر واقعاً عبارت از چیست وجود ندارد