چه کسی از آن چه نیست می ترسد؟

 

استهزاکننده ی صرف در قبال موجودیت آن چه با خود او یکی شده است به موضوع اش یا صورت بیرونی خود نمی تواند قانع باشد و به نسبتی که سطح را نشانه می رود به درونی برای استهزا نیز محتاج می آید، به این که جامدیتی وجود داشته باشد.

به دفعات می آزارد، هربار با لبانی که جدی تر و تلخ تر به نیش خند می گشایند.

میل به برتری بی رویارویی، بی گاه، بی مدعی باید بتواند مقاومتی برانگیزد. سخن استهزاآلود در جهت گفتاری از گونه ی رجز گسترش می یابد و در مسیر تکثیرش موضوع استهزا را تنها تا حدی به هیچ می گیرد که کم بودن گفتار را بازتاب ندهد. به تدریج کمیتی بزرگ تر و دربرگیرنده تر را باید فراچنگ آورد. باید بشود تاریخی مستند را بی اهمیت خواند، ملتی را دست انداخت، شوخ بود درباره ی وضعیت زیستی آن ها که در فضای هر چه رقیق تر استهزا تنفس می کنند.

با این همه شکلک استهزا به چیزی جامد و محکم و عمیق نمی تواند بدل شود چه دیگر ماهیت خود را نخواهد داشت. پس با میل ملموس تری چون میل به قدرت مادی می آمیزندش و می کوشند این یکی را به دست آورند تا در سطح ماندگی آن کنش را جبران کرده باشند.

مسأله ی استهزاشدگان، اما، که موجودیت مسأله شان نیست این است که نمی توانند از حقارت دیگری پر شوند. برای ایشان تکان خوردن از وهن تعدی همیشه همین باقی خواهد ماند: تکان خوردن اما در خود جذب نکردن.

 

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
فرشته

این سیستم فریبکار و دروغگوست. پیشنهادی که من دارم: پوستر ها (کاغذ های ) سفیدی را دست بگیرید که رویش نوشته: ما دیگر به هیچ کس از شما رای نمی دهیم! (بین دوستان خود پخش کنید) بدبختی ما عدم رهبریست! دین از سیاست جدا! دین فقط در قلب مردم!

علیش

1- دین از سیاست جدا کافی است، بقیه اش را نگویید 2- استهزا یک چیز دیگر هم میتواند باشد. آخرین حربه برای این که کامل مغلوب نشود

این نوع اش از همه چیز و از دین هم (لابد) جداست. در مورد "آخرین حربه" نمی دانم موافق باشم، چون استهزاکننده هرگز مغلوب نیست بلکه همیشه مقلوب است.

بام

همین است که اینجا و اکنون بی هیچ حسرتی خون دل را باید خورد و رد سبز این "ما" را پی گرفت. تکان خوردن از وهن تعدی همیشه همین باقی خواهد ماند: تکان خوردن اما در خود جذب نکردن. باید تن آورد و یکی نشد.