Humpty Dumpty Sat on A Wall

from ِِDanial's

It may well have been Humpty who asked Alice (though it may just as well have been the other way round) whether it was the king who gave orders to his men or if the guards dictated the law to the king (as well as to the subjects)... To always act the individual, no matter what principle is or isn't at stake, and to dignify your stance with taking the heroic death wish to its logical conclusion! Alice would have been more doubtful, more ironic, and all the more wonder-struck at her own fall.

آلیس

انگار هامپتی بود که از آلیس پرسید (که البته می شه هم که برعکس بوده باشه): "شاهه که به آدماش دستور میده یا سربازای شاه هستن که قانونو همین طور که به رعایا ابلاغ می کنن به خود شاه هم حکم می کنن؟"

... همیشه نقش فرد را ایفا کردن بی که مهم باشد که اینجا کدام اصول دارد به خطر می افتد یا نمی افتد، جایگاه خود را حیثیت بخشیدن از راه پی گرفتن قهرمانانه ی میل معطوف به مرگ و پیش بردن آن تا غایت منطقی اش!

... اگه آلیس بود سقوطشو با تردید بیشتری نگاه می کرد، از اون تفسیر دوپهلوتری به دست میداد، و تازه شگفت زده تر هم میشد.

 

/ 3 نظر / 22 بازدید
علیش

salute! wonderful

بام

سوال!: میل معطوف به مرگ همان میل به فرارفتن از پایان، نزد قهرمان تراژدی است یا نه حقیقتاً شکلی از خودآگاهی به کیفیت مرگ است؟

م

"سؤال" قضیه را می برد به چارچوب دیگری، و در این چارچوب دیگر "قهرمان تراژدی" (به صورتی که از این زاویه می شود دید!) تنها یک عمل قهرمانانه انجام می دهد و آن این که هربار در آستانه ی افتادن از لبه ی پرتگاه ناگزیر تنها قدمی پس می نشیند تا ادامه بدهد به همین فقط نیافتادن، علی الدوام! حالا چارچوب دیگر: واضع قانون خود همان طرف قدرت است و به محض این که قانون را وضع کرد (در موارد مشکوک) محو یا (به نفع دموکراسی) حذف می شود. (البته این مدل ساده انگارانه را باید به خودش بخشید! ) جناب تخم مرغ هم جایگاه مشابهی دارد ولی او به نحو مضاعفی در معرض خطر حذف است. قانون او تک هسته ای و منفرد است: ایچ دی خود قانون گذار است و خودش تنها کسی که در دایره ی شمول این قانون قرار دارد! (شاید هردو به یک جا می رسانند آدم را!)