روح خیابان

streetspirit(روح خیابان) نام ترانه ای از گروه ریدیوهد است؛ متن انگلیسی آن را در زیر می آید و ترجمه ی فارسی آن را هم زمانی خواهید خواند که سرعت تایپ فارسی من از وضعیت دل بهم زن فعلی خارج شده باشد!

           

     RADIOHEAD


STREETSPIRIT/FADEOUT

Rows of houses all bearing down on me

I can feel their blue hands touching me

All these things'll fall into position

All these things we’ll one day swallow whole

And fade out again and fade out again

 

This machine will not communicate

These thoughts and the strain I am under

Be a world child, form a circle

Before we all go under

And fade out again and fade out again

 

Cracked eggs, dead birds

Scream as they fight for life

I can feel death, can see its beady eyes

All these things'll fall into position

All these things we’ll one day swallow whole

And fade out again and fade out again

 

Immerse your soul in love

Immerse your soul in love

 

تام یورک که این ترانه را سروده است میگوید:street spirit درباره ی نگریستن به چشم شیطان است.و دانستن آنکه ،هر کاری بکنی ، آخرین خنده از آن اوست .

/ 5 نظر / 92 بازدید
همین

لطفا هر چه زودتر آپ دیت بفرمایید - از طرف بی صبرانه منتظر!

من

ببخشید اگر سخت فضولی می کنم، در اصل می خواهم دوباره بنویسید. حالا نگاه کنید چه ترجمه ای کرده ام از شعری که نوشتید: خانه های ردیف خیابان به سرم هجوم آورده اند لمس دست کبودشان را بر تن ام حس می کنم همه چیز جا می افتد روزی به همه چیز دربست تن می دهیم تا محو شویم،‌ محو و محوتر این قراضه فکرهام را واگویه نمی کند و عذابی را که با من است فرزند جهان باش،‌حلقه ای ببند پیش تر از آن که خاموش شوی محو شوی،‌ محو و محوتر تخم شکسته،‌ پرنده مرده جیغ و هواری برای زنده ماندن مرگ را حس می کنم،‌ چشم تخمکی اش را می بینم همه چیز جا می افتد روزی به همه چیز دربست تن می دهیم تا محو شویم،‌ محو و محوتر روح ات را در عشق غسلی بده

streetspirit

اول مرسی از اينکه کامنت گذاشتی. بعد هم اينکه از سرعت تایپ که بگذريم يکی از دليلايی که ترجمه ی شعر رو کار نکردم اين بود که خيلی بد ترجمه شده بود ولی ترجمه ی شما يه جاهاييش خيلی جالب بود . بازم مرسی !

To Streetspirit

از شما! استدلال تون یه خرده حلقویه، نه! برای خروج از دور باطل یک راه خوب ادامه دادن منظم یا غیرمنظم وبلاگه (یا همون نگاه کردن تو چشم شیطون)، مگه نه!!!

کامی

خوندنی بود مرسی شاید بخوای این یکی رو هم امتحان کنی: http://www.poetryconnection.net/poets/Leonard_Cohen/217