اشک

سنکا فیلسوف باستان می گوید : چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم وقتی کل زندگی گریه دارد ؟

صفحه ی اول دفتری نوشته بودم: و خاطره ای می شود اگر بدانی برای تحمل کل زندگی همواره جزئیات آن را گریه کرده ایم بی آنکه بخواهیم . 

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آخرین نفر

ویلیام استایرون توی کتاب انتخاب سوفی از زبون شخصیت اول می گه (تقریباً‌):‌ نمی تونم این آدمایی رو تحمل کنم که اشک بی دردی می ریزن ... فکر می کنم سوفی یا هرکس دیگه فقط می تونه با توجه به نسبی بودن بی دردی این حرفو بزنه. خوشبختانه (!!!) توی اون کتاب سوفی کاملاً‌ در موقعیت مشروع و موجهی قرار داره. ولی نکته همین جاست:‌ هر وقت ابراز درد می کنیم،‌ تقریباً‌ باید،‌ باید،‌ باید قبلش گفته باشیم ما کی هستیم که این حرفو می زنیم و از متن کدوم پس زمینه و چیه دقیقاً‌ که درد ماست و چرا و ... ‌ این ساده ترین و اصیل ترین احترامیه که می شه (در زمینه درد داشتن)به آدمی زاد سرگردان تنها گذاشت، و حقیقتاً‌ تنها درمان موجود برای درد! باید بشود بیرون از خود ایستاد و دید.

cigarette

سلام . به ما هم سر بزن ! روحيات جالی داری coffe-cigarette.blogspot

dokhtarehakhamanesh

من معمولا برای جز گريه ميکنم چون کل اخر کاره.جز کل رو می سازه . خوب يا بد . موفق باشی.

موا

چرا آپدیت نمی فرمایید؟ بی صبرانه منتظرند بعضی از ما.

mahta

سلام.why؟برای پووووه يا ديوانه بازی يا قديمی بودن؟شما هم که از ۱۵ شهريور((: .well...از آشنايی با شما خوشحالم.وب خوبی داريد.ممنون

مهتا

خيلی عجيب و جذاب بود.خودت هم بنويس.هم تو کامنتها هم تو وب خودت.

روح خيابان

هستم ! يادمه توماس مان گفته بود :نويسندگی حرفه نيست نويسندگی نفرين است. منم خيلی وقته به اين نفرين تن ندادم ـ يا نتونستم!ـ . مهم نيست؛ ولی مينويسم.

مهتا

خب روح خیابان.خواهش میکنم.کی مینویسید؟

روح خيابان

خواهش چرا !؟ مينويسم؛ همين روزا.